روز، طولانی و فرساینده بود. مقداری ویسکی برای خود میریزد و سیگار برگش را روشن میکند. روی صندلی راحتی چرمینش مینشنید و به آتش شومینه زل میزند. آرامش به اعماق وجودش نفوذ میکند.
در برابر شروعی با نتهای غنی و نشاط آور ویسکی و مرکبات، رایحه به فضایی با بافت معطر و مخملی، گذار میکند. پرترهای بویایی از روغن ناگارموتا و چوب عود، در کنار کارامل. در انتها نیز تنباکوی دودی، کهربا، وانیل و چوب صندل، پایانی فراموش نشدنی را رغم میزنند.
قسمت پنهان یک زندگی شبانه؛ Kutay کوکتلیست هوسبار در نیمه شبی ساکت و تاریک. رایحهی نهانگاههای شخصی و لیوان های کریستالی لبریز از ویسکی قدیمی، که در طاقچهای دور از دید جای گرفتهاند و از آن لذت میبرید.