صدای قیژ قیژ زین چرمین و ضرباهنگ سُمها با ریتم مشخصی سکوت صحرا را میشکنند. بازتاب نور خورشید چشمانش را میسوزاند، پاهای او در چکمه هایش گر گرفتهاند، دهانش خشک است و تنش از عرق خیس. خورشید بیرحمانه به سرش میکوبد. روانهی مقصدیست که دیگر به خاطر نمیآورد کجاست. صحرا پایانی ندارد…
رایحه قدرتمند گلهای بنفشه و یاس توسط چوبهای سدر احاطه شده، و فضای گلی عطر با نتهای عمیق چرم سیاه و چوب در تضاد اند، در حالی که در پسزمینه، زنبق با غلظت مضاعف و لمسی از تنباکوی سبز جذابیتی فریبنده را آزاد میکند که آزادی وحشی و غیرقابل پیشبینی بودن عطر را نشان میدهد؛ درست مانند صحرا.
“برخی رایحه ها به وضوح جنبه های واقعی زندگی من را به تصویر می کشند. به عنوان مثال، هر نت “امبر لدر” به غرب آمریکای دوران کودکی من متصل است. عطر بر روی حس وحشی و لجام گسیخته نت اصلی یعنی چرم ساخته شده است… این اثر یک بیان قوی از آن است. – تام فورد