Milano Fragranze LA PRIMA اگر زندگی را زیستن در لحظه معنا کنیم به جرات میگویم که من مگر لحظاتی چند نزیستهام. این لحظات تنها زمانهایی اتفاق میافتند که صبح زود هنگام برای پیادهروی به جنگل میروم، یا ثانیههای کوتاهی که به غروب چشم میدوزم؛ لحظهای هست که هیچگاه از یادم نمیرود. جزئیات این لحظه همچو یک قوی مادر مرا در آغوش گرفت و حبس کرد. آزادترین لحظهی من در حبس او بوده است… در آغاز ترنج و شکوفه پرتقال همچو گرمای خورشید در غروب پوست را نوازش میکند. با عمیقتر شدن رایحه در شب و در قلب، یاس با رایحه شیرین و مست کننده اش با جذابیتی لطیف آمیخته می شود. در انتهای شب، لاپریما بر روی ترکیبی شیرین از وانیل و مشک قرار می گیرد. مثل آغوش آرام شب گرم و آشنا. تمام چشمها به خانم جوانی در گالری دوخته شده. او می خواهد همه نگاه ها به او باشد، می داند که می تواند آنها را به دست آورد. لاپریما به توصیف فضای سالن اپرای معروف میلان میپردازد